میراث فرهنگی وآثار تاریخی خوزستان

میراث فرهنگی و آثار باستانی استان خوزستان :

 

 خوزستان به معنی سرزمین خوزها است و خوز به معنی ساقه نیشکر است . مرکز استان خوزستان  شهر  اهواز است که  در ابتدای مدنیت جدید خود حالت بازار شهر داشته آنگونه که مسلمانان پس از ورود به این سرزمین آن را سوق الاهواز یعنی بازار خوزها می نامیدند

 

دهه های پنجاه و شصت هم جنبه  نظامی اهواز با استقرار واحدهای عظیم رزمی و پشتیبانی برجسته شد. پس از جنگ و دوران منسوب به بازسازی نیز اهواز نقش مدیریت ستادی طرح های ملی مستقر در غرب کشور را عهده دار شد .

این گوی چرخیده و در هر قرن و دهه ای اهواز در بعدی از شخصیت خود خوانش شده است که ای کاش همان گونه که دو احمد محمود و آقایی روایاتی را از این اقلیم سخت و رئوف و نجیب در دوره پس از کودتای 32 به دست داده اند این خاک راویان دیگری نیز می داشت تا مثلاَ از ابن مهزیار و ابونواس اهوازی و نوبختیان و خاندان عیسوی بختیشوع سخن گوید نیز از تمامی مردم در حاشیه.

اما اگر قرار است من از روزگار اکنون به آیندگان روایتی دهم از این شهر خواهم گفت که اهواز شهر نهادهاست با مردمی سکنا گزیده در حاشیه آنها. اهواز شهری ست که زمین های بی حد و مرز برخی نهادها مانند ارگان های نظامی و دانشگاه شهید چمران و راه آهن و گمرک و سیلوهای شکسته و زاغه هایش عملاَ آن را بسته ، قطار در مرکز شهرش سر و ته می کند و نهاد متولی دهه دوم قرن حاضر راه آهن - زیر بار بردن تاسیسات خدوم خود به مکان بایسته جنبی شهر نمی رود و سیلوهای شکسته اش - خواهر خوانده  های افتخاری برج کج پیزا - محیطی را در تب و تاب نگه داشته است.برخی نهادهای نظامی نیز قائل به نوعی حفظ تمامیت ارضی جهت پادگان های خود در قلب تفتیده و بی دار و درخت این شهرند.

نهادها حاضر به عقب نشینی از زمین های خود به نفع مردم نیستند تا مثلاَ اتوبانی که باید ترافیک شهر - این محمل جدال پولاد و عصب را سبک تر کند فراخ تر شود و برای تحصن و جدال قلمی و لفظی و اداری در آمادگی مطلق بسر می برند. و البته در این میان سیاسیون نقشی انکار نشدنی دارند زیرا که در هر تحصنی عکس هایی رپرتاژ می شود که چند چهره مشعشع سیاسی علم گردان آن هستند.

جدای از نهادها اما مردم حوصله ای تمام نشدنی دارند آنقدر که در معبرهای باریک تصادف کنند ، به سردخانه گلستان بروند و همچنان منتظر عقب نشینی کارون از بستر خود باشند. حالا که این نهادهای متعصب حاضر به عقب نشینی نیستند

 فرهنگ ایرانیان باستان:
واژه خوزستان برگرفته شده از کلمه ی خوز به معنی سرزمین خوزها است. خوزستان چندین بار در سنگ نبشته های داریوش هخامنشی (هُووجه) و خوزستانی (هُووجیه) نامیده شده است. این واژه در فارسی هوز شده و به جمع عربی اهواز گردیده است .

اگر می بینیم حرف هاء به خاء تغییر یافته در زبان های باستانی ایران و زبان فارسی مانند آن بسیار دیده شده است مانند (هووجه)( اووجه) همان واژه ی هو می باشد که در فرهنگ های فارسی به معنی خوب یاد گردیده و در ادبیات ما به کار رفته است.(1 )

شوشتری، مؤلف کتاب تاریخ جغرافیایی خوزستان بر این باور بود که اهواز محرف اواز یا اواجا می باشد که در کتیبه ی هخامنشی بیستون آمده است .(2 )

نام عیلام که در تورات و در کتیبه های بابلی به خوزستان داده شده بابلی است . بابلی ها قسمت مرتفع سرزمین را که در شرق کشورشان قرار داشت المتو یا الام، ایلامتو یعنی کوهستان یا کشور طلوع خورشید می نامیدند و همین کلمه در تلفظ یونانی الیمائیس شده است و ظاهرا این هر سه نام از واژه ی الامو گرفته شده و ریشه این کلمه را آسوری نیز دانسته اند.(3 )

در 6000 سال پیش ، قدیمی ترین تمدنهای بشری در شوش پدید آمد. هزار سال بعد،دولت مقتدر عیلام در شوش پایه گذاری شد و 3000 سال پیش از میلاد،دولت عیلام توسط آشوریها منقرض شد.

خوزستان در دوران هخامنشیان ،اشکانیان و ساسانیان گسترش یافت و شهرهایی در آن ایجاد شد.

خوزستان در دوران بعد از اسلام نیز آباد بود. با انقراض صفویه ، به دست افغانها افتاد. در دوران کریم خان زند و نادرشاه دوره ی فترت را گذارند، در دوره قاجاریه به وسیله محمد علی میرزا پسر فتحعلی شاه ضمیمه ی کرمانشاهان شد.(4 )


نژاد :
ساکنین اولیه ی خوزستان عیلامیها بوده اند که هزاره ی چهارم قبل از میلاد. در فلات ایران می زیسته اند، ولی دیولافو و دومرگان بر این باور بودند که قبل از عیلامیها مردمان دیگری که از نژاد سیاه بودند در خوزستان زندگی می کردند. کشف تخته سنگ معروف نرمسین در حفاریهای شوش نیز این باور را تایید می کند، زیرا نقوش برجسته ی این سنگ، شکل پادشاهی را نشان می دهد که رهبری عده ای سیاه پوستان را داشته که به پیروزی رسیده اند.(5)

پس از آمدن پارس ها ،عیلامیها در اثر اختلاط و آمیزش در آنان مستهلک شدند و نژاد واحدی به وجود آمد که بعد ها مبانی و ریشه های اقوام ایرانی را بوجود آورد. و تیره هایی از همین اقوام بودند که در تاریخ ایران به نام خوزی توصیف شده اند.

در حال حاضر ساکنان خوزستان را لرها، کردها،و تعدای از اعراب و ایرانیان دیگر و بقایای نژادهای باستانی و .... تشکیل می دهند.



زبان :
در سال 1312 ه.ش هنگام خاکبرداری در تخت جمشید در میدان کاخ آپادانا و کاخ سد ستون ، کتیبه های زیادی به دست آمده که تماما به خط میخی خوزی و زبان خوزی نوشته شده بود .

بنابراین می توان گفت زبان خوزی در زمان هخامنشی اهمیت و رواج کامل داشته و این زبان تا زمان سقوط خوزستان بدست اعراب، زبان رسمی مردم خوزستان بوده و همین زبان است که مقدسی جغرافی نگار سده ی چهار ه.ق از آن نام برده است.(6)

در حال حاضر مردم خوزستان با لهجه های مخصوص محلی مانند: دزفولی، شوشتری، بهبهانی، رامهرمزی، آبادانی و ... تکلم می کنند .



دین :
بر اساس آمار سرشماری 1365 ه.ش بیشتر مردم خوزستان ، مسلمان و بقیه پیروان ادیان دیگر زرتشتی ،کلیمی،مسیحی،و...می باشند.(7)



فرهنگ مردم خوزستان:
مردم خوزستان فرهنگ و آیین های ایران کهن از دوره های عیلامی، هخامنشی،اشکانی،ساسانی و.... را نگاه داشته اند. آنان اصیل می باشند، در دوستی ثابت قدم، دربرابر مشکلات شجاع و مقاوم هستند.

مردم خوزستان دارای هوش و ذکاوت سرشار می باشند. میهمان نوازی، آزاد منشی از ویژگی های این مردم سخت کوش است.



آثار تاریخی خوزستان:


شوش : شهر باستانی شوش که از لحاظ قدمت و اهمیت آثار به چهار بخش جدا، مانند: آکروپیل (گورستان دوران اور) ، شهر شاهی،آپادانا و بخش پیشه وران تقسیم شده است.

بقعه دانیال پیامبر یا مقبره بهارم گور و...از آن جمله است.

چغا زنیبل از زمان عیلامیان ، از آثار تاریخی هفت تپه می باشد.

از آثار تاریخی دزفول ،چغامیش(3400 ق.م) ، اتاق آقامیر، حمام کرناسیون،ایوان کرخه،بند بالارود،اسیو آی رعنا، پل قدیمی دزفول، پل کرخه،هورمس،و....

آثار تاریخی شوشتر: شهر تاریخی دستووا،قلعه سلاسل، بند والرین(بند میزان)،پل شادروان، بند برج عیار و....

آثار تاریخی مسجد سلیمان و ایذه : صفه سلیمان سرمسجد، پل اوسر ، نقشهای کول فره و اشکف سلیمان و....

آثار تاریخی رامهرمز: طاق نصرت ساسانی،گور هرمز ساسانی،تل برمی یاتل برمک،قلعه داو(داودختر)قلعه یزدگرد،اکفت کموترگرد، شهر مختارک و....

آثار تاریخی دوگنبدان و بهبهان : آثار جلگه تشون بازمانده ی ویرانه های شهر به گواذ، آثار ارجان و ارگان، قلعه ارجان و...



دانشگاه گندی شاپور :
در حدود 271 میلادی شاپور اول شه ساسانی شهر گندی شاپور را در محل شهری بسیار قدیمی که در زمان ساکنان آریایی نخستین آن بنام جنتا شپیرتا که به معنی باغ زیبا بود دوباره بازسازی نمود. در دانشگاه گندی شاپور ساختمانهای بزرگی برای بیمارستان، مدرسه پزشکی و کتابخانه و نیز رصدخانه ای ومدارسی برای آموزش ریاضیات و نجوم ساخته شد. و یکی از هسته های فعال علمی در جهان باستان بشمار می رفت.(8)



شهر اهواز:
اهواز در قدیم هرمزشهر نام داشته و درنسخه های خطی به صورتهای هرمزداوشیر و هرمزداردشیر که نام فارسی اش می باشد، آمده است.

بانی و تاریخ بنای شهر اهواز به درستی معلوم نیست، ولی ممکن است که عیلامیان آن را ساخته باشند، زیرا در روزگار عیلامیان شهری به نام اکسین در حدود اهواز بنا شده بود.

برخی از مورخان شهر اهواز را باشهر آگنییس که استرابون از آن نام برده منطبق دانسته اند، ولی احتمال دارد که اهواز در محل شهر قدیم تاریانا که نئارخوس یونانی در مسافرت خود به خلیج فارس در کنار آن لنگر انداخت،قرار گرفته باشد،و اردشیر اول ساسانی، تاریانا را از نو بنا نهاد و آن را هرمزداردشیر نام کرد .

در دوران ساسانی این شهر علاوه بر نام یاد شده، بنام های : رام شهر، شهررام، هرمشیر و خوزستان بازار خوانده می شد. عربها هنگامی که آن را تسخیر کردند بر آن نام سوق الاهواز را نهادند و از زمان ناصر الدین شاه به بعد ناصری و ناصریه نامیده شد. در سال 1308 ه.ش .نام بندر ناصری به نام باستانی اهواز تبدیل شد.

اردشیر ساسانی، سد بزرگی بر کارون احداث کرد وو در دوران وی و جانشینانش رونق و اعتبار بسیار داشت و به جای شوش پایتخت سوزیانا یا خوزستان شد.

شهر اهواز در زمان امویان و عباسیان اعتبار و رونق داشت و مرکز کشت نیشکر بود، ولی اواخر سده ی 3 ه.ق رو به انحطاط گذاشت. بعدها برای عمران و آبادی آن کوششها شد، ولی در اثر خراب شدن سد بزرگ آن ،دیگر آباد نشد.

مؤلف حدودالعام درباره اهواز می نویسد:

"
شهری است سخت خرم و اندر خوزستان شهری نیست از این خرم تر با نعمتهای بسیار و نهادی نیکو و ...."

در سال 1306ه.ق .درکنار خرابه های اهواز قدیم،شهری جدید به نام بندر ناصری، پاسگاه،عمارت دولتی و تعدادی مغازه در پایین سد ساخته شد و برای نگاه داشتن امنیت آنجا سربازخانه و قلعه مستحکمی بنیان نهاد .(9)



**************

1:
امیری،مهراب. خوزستان،برگ 14 .

2:
شوشتری.تاریخ جغرافیاییخوزستان.برگ 94.

3:
سایکس،سرپرسی.تاریخ ایران،جلد اول ،برگ 63 .

4:
دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها. جغرافیای کامل ایران. جلد اول.برگ 663.

5:
فیلد،دکتر هنری.مردم شناسی ایران.برگ 150.

6:
امیری،مهراب.خوزستان برگ های 71،72.

7:
مرکز آمار ایران، برگ4،39.

8:
تاریخ علم در ایران جلد دوم .دکتر مهدی فرشاد.برگ 804.

9:
صفایی،ابراهیم.رهبران مشروطه ،دوره ی دوم، برگ 20.

 

پرویز تاجیک ; ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/۱/۱٥